تبليغاتX
روانشناسی اجتماعی

 
    دو نوع نگاه مرد نسبت به زن وجود دارد. يکی از برای تحسين زن و ديگری از برای طلب زن است.
 شايد دخترها همواره دوست دارند که مورد تحسين واقع شوند ، در نتيجه خود را به نمايش می گذارند.
اما از آنجايي که در بازار آشفته فرهنگ ما اين دو نوع نگاه به هم آميخته شده و تشخيص و تفکيک آن بسيار مشکل شده ، زنان از نگاه مردان آزرده می شوند.
    نگاهی که برای طلب زن است برای دعوت او به س ک س به کار می آيد که بسياری زنانی که طالب آنند به آن پاسخ می دهند.

نگاهی که برای تحسين زنان به کار می رود مورد نياز همه زنان و دختران است.
    حال در اين جامعه آشفته ما ، نه پسران آموخته اند که بدقت اين دو نوع نگاه را در جای خود به درستی استفاده کنند. نه دختران اين دو نوع نگاه را می توانند از هم تفکيک کنند و هر دو نوع نگاه را به يک ديد از خود می رانند.
   
    در مورد نگاه زنان نسبت به مردان نيز دو نوع نگاه می توان نام برد.

{نگاه مادرانه را فاکتور می گيرم} هنگامی که زنی می خواهد به مردی نشان دهد که دنبالش بيايد گونه ای نگاه می کند و هنگامی که فقط از تيپ مردی خوشش آمده به او چشم می دوزد و حتی ممکن است به نامزد يا همسر خود نيز او را نشان دهد.

بطور نمونه دختران هنگامی که پيرمرد خوش تيپی با موهای سفيد می بينند از شوق جيغ می کشند و او را به همديگر نشان می دهند.
    گونه ای ديگر نيز نگاه زن به مرد را می توان طبقه بندی کرد و آن نگاه زنانی است که از طريق عرضه جسم خود درآمدی کسب می کنند، که اين نگاه شبيه همان نگاه طالب دوستی است با کمی غلظت.
   
    دختران جامعه ما نيز نياموخته اند که چگونه به پسران نگاه کنند که اين دو نوع نگاه شبهه ايجاد نکند. نگاهی که دختر فقط از روی تحسين پسر به او نظر می کند با نگاهی که طالب دوستی است متفاوت است. پسران نيز چنين طبقه بندی را نمی توانند تشخيص دهند و دنبال هر نگاهی در پی صاحب نگاه روانه می شوند.

دليل آن هم، که بارها در وبلاگم نوشته ام، نداشتن شناخت کافی اين دو جنس نسبت به هم است. دوری اين دو جنس در کشور ما از زمان کودکی باعث کنجکاوی بيشتر نسبت بهم شده ولی امکان شناخت حالات مختلف جنس مخالف را از آنها گرفته است. که هم شناخت ناکافی و هم کنجکاوی بيش از حد باعث بسياری از مشکلات جامعه ماست که فحشا را گسترش داده است. فحشا از آزادی به وجود نمی آيد. از محدوديت است که فحشا توليد می شود. در مقاله ای مستقل آن را نيز بررسی خواهم کرد

+ نوشته شده در بیست و هشتم تیر 1388ساعت 12:24 PM توسط نگار شیخلی |




پدر روزنامه می خواند ٫ اما پسر کوچکش مدام مزاحمش می شد .

حوصله پدر سر رفت و صفحه ای از روزنامه را ـ که نقشه جهان بود- جدا و قطعه قطعه کرد و به پسرش داد.

-(( بيا ٫ برايت کاری دارم . يک نقشه دنيا به تو می دهم .

ببينم می توانی آن را دقيقا همانطور که هست ٫ بچينی؟))

و دوباره به سراغ روزنامه اش رفت ٫ می دانست که پسرش تمام روز گرفتار اين کار است .

اما ربع ساعت بعد ٫ پسرک با نقشه کامل برگشت .

پدر با تعجب پرسيد :(( مادرت به تو جغرافی ياد داده؟))

پسر جواب داد :((جغرافی ديگر چيست؟

اتفاقا پشت همين صفحه ٫ تصويری از يک آدم بود.

وقتی توانستم آن آدم را دوباره بسازم ُ دنيا را هم دوباره ساختم.))

+ نوشته شده در بیست و چهارم تیر 1388ساعت 4:30 PM توسط نگار شیخلی |


از همان روز اول که به دنيا می آييم دلمان خوش است

دلمان خوش است که مادری داريم که شيرمان می دهد
دلمان خوش است که پدری داريم که می توانيم با موهای صورتش بازی کنيم
دلمان خوش است که همه گوسفند ها و گاو ها و مرغ ها برای شکم ما آفريده شده اند
دلمان به اين خوش می شود که زمين زير پای ماست و آسمان هم ,
دلمان به قيافه خودمان توی آينه خوش می شود
يا به اينکه توی جيبمان يک دسته اسکناس داريم
دلمان به لباس نويی خوش می شود و به اصلاح سر و صورتی ذوق می کنيم
يا وقتی که جشن تولدی برايمان می گيرند
يا زمانی که شاگرد اول می شويم

  
دلمان ساده خوش می شود به يک شاخه گل يا هديه ای که می گيريم
يا به حرف های قشنگی که می شنويم
دلمان به تمام دروغ ها و راست ها خوش می شود
به تماشای تابلويی يا منظره ای يا غروبی يا فيلمی در سينما و شکستن تخمه ای
دلمان خوش می شود به اينکه روز تعطيلی را برويم کنار دریا و خوش بگذرانيم

مثلا با خنده های بی دليل

يا سرمان را تکان بدهيم که حيف فلانی مرد يا گريه کنيم برای کسی
دلمان خوش می شود به تعريفی از خودمان و تمسخری برای ديگران
يا به رفتنی به مهمانی و نگاه های معنی دار و اينکه عاشق شده ايم مثلا
دلمان خوش می شود به غرق شدن در روياهای بی سرانجام
به خواندن شعر های عاشقانه و فرستادن نامه های فدايت شوم
دلمان ساده خوش می شود با آغوشی گرم و حرف هايی داغ
دلمان خوش است که همه چيز رو براه است
که همه دوستمان دارند
که ما خوبيم.
چقدر حقيريم ما....
چقدر ضعيفيم ما...

   

دلمان خوش است که می نويسيم و ديگران می خوانند و عده ای می گويند , آه چه زيبا
و بعضی اشک می ريزند و بعضی می خندند
دلمان خوش است به لذت های کوتاه ... به دروغ هايی که از راست بودن قشنگ ترند
به اينکه کسی برايمان دل بسوزاند يا کسی عاشقمان شود

با شاخه گلی دل می بنديم و با جمله ای دل می کنيم

دلمان خوش است به شب های دو نفری و نفس های نزديک
دلمان خوش می شود به برآوردن خواهشی و چشيدن لذتی
و وقتی چيزی مطابق ميل ما نبود
چقدر راحت لگد می زنيم و چه ساده می شکنيم همه چيز را
 
     

روز و شب ها تمام می شود و زمان می گذرد
دلمان خوش می شود به اينکه دور و برمان پر می شود از بچه ها
دلمان به تعريف خاطره ها خوش می شود و دادن عيدی
دلمان به اينکه دکتر می گويد قلبت مشکلی ندارد ذوق می کند
و اينکه می توانيم فوتبال تماشا کنيم و قرص نيتروگليسيرين بخوريم
دلمان به خواب های طولانی و بيداری های کوتاه خوش است
و زمان می گذرد
.......

حالا دلمان خوش می شود به گريه ای و فاتحه ای
به اينکه کسی برايمان خيرات بدهد و کسی و به يادمان اشک بريزد
ذوق می کنيم که کسی اسممان را بگويد
و يا رهگذری سنگ قبرمان را بخواند
و فصل ها می گذرد 
  

دلمان تنها به اين خوش می شود که موشی يا کرمی از گوشت تنمان تغذيه کند
يا ريشه گياهی ما را بمکد به ساقه گياهی
دلمان خوش است به صدای عبور آدم هايی که آن بالا دلشان خوش است که راه می روند روی قبر ما
و دلمان می شکند از لايه های خاکی که سنگ قبرمان را در مرور زمان می پوشاند
و اينکه اسممان از ياد بچه ها رفته است
و زمان باز می گذرد
.......

دلمان خوش است به استخوان بودن
به هيچ بودن
به خاک بودن دلمان خوش است
به مورچه ها و موش ها و مارها
.......
ما آدم ها چه راحت دلمان خوش می شود

مثل کودکانی که هنوز نمی فهمند

ما اشرف مخلوقات عالم هستيم و چقدر خوش به حالمان می شود

ما خيلی خوبيم  ... !

و من دلم خوش است به نوشتن همين چند جمله
و این است پایان سایه روشن ...

 

+ نوشته شده در بیستم تیر 1388ساعت 0:3 AM توسط نگار شیخلی |


این مقاله مفید رو از سایت مقاله ها. نت براتون انتخاب کردم

امیدوارم مورد استفادتون واقع بشه.

ارتباطات غير كلامي عبارتست از كليه پيام هايي كه افراد علاوه بر خود كلام ، آنها را نيز مبادله ميكنند . طرز قرار گرفتن ، راه رفتن ، ايستادن ،حركات ، چهره و چشم ها ، لحن صدا ، طرزلباس پوشيدن و ... جملگي نشانه هاي ارتباطات غير كلامي هستند . بنابراين توجه به كليه موارد فوق مي تواند در نحوه ارتباط با مشتري و جذب وي موثر واقع شود . مشتري در بدو ورود به محل كار شما با ديدن نشانه هاي غير كلامي در مورد شخصيت شما قضاوت ميكند . لذا بايد تلاش نماييم تا شخصيت مثبتي در ذهن مشتري از خود به جا بگذاريم تا در موردشما قضاوت خوبي داشته باشد . اصولا در مراودات اجتماعي بيشتر بر نشانه هاي غير كلامي اعتماد مي كنند تا بر نشانه هاي كلامي پـــس نشانه هاي غير كلامي را تقويت كنيد . نخستين برخورد و نخستين تاثيري كه برمردم مي گذاريد بسيار اهميت دارد . بد نيست بدانيد كه كلام 7درصد ، لحن و طنين 38درصد و حركات ( كه ارتباطات غيركلامي در آن دخيل هستند )55درصد اطلاعات را منتقل مي كنند .

بسياري بر اين باورند كه همواره ارتباطات غير كلامي بر ارتباطات كلامي از نظر صحيح بودن ارجحيت دارد . چرا كه علامات غير كلامي از درون انسان نشات گرفته و اغلب نمي توان آنها را كنترل كرد و اكثر انسانها از مهار كردن هيجانات خود عاجز هستند ، ناكامي را نمي توانند ناديده بگيرند و نشان ندهند و شعف را دير يا زود با حركات خود به ديگري انتقال مي دهند .

عمده ترين فعاليتهاي فيزيكي غير كلامي

بطور كلي عمده ترين فعاليتهاي فيزيكي غير كلامي 12 مورد با تركيب زير است(جدول يك) اين فعاليتها مربوط به فيزيك ماست كه در برخي از اين فعاليتها بطور ويژه توضيح داده مي شوند.

1. فرم موها و محاسن (بخش عمده اي از اختلافات والدين ايراني با جوانان در رابطه با فرم موي آنهاست)
2. حركات چشم و ابرو (چشم صادق ترين عضو ارتباطات غير كلامي است)
3. فرم گريستن (ناليدن، زار زدن و ...)
4. فرم خنديدن (تبسم، زهرخند، نيشخند، قهقهه و ....)
5. لحن كلام: (70 درصد از افراد به خاطر لحن كلام از ما مي‌رنجند)
6. حركات سر
7. حركات دست (حركات دست ميزان نشاط يا افسردگي را نشان مي دهد0دست فعال ترين عضو ارتباطات غير كلامي است)
8. فرم ايستادن (فرم ايستاذن ميزان اعتماد به نفس را نشان مي دهد)
9. فرم راه رفتن (فرم راه رفتن نشانه ميزان قدرت و توانايي است)
10. فرم نشستن (نشستن در مراودات اجتماعي ايرانيان اهميت خاصي دارد)
11. فرم لباس پوشيدن (فرم لباس پوشيدن اولين تصوير و تاثير را در ذهن ديگران از ما شكل مي دهد)
12. وسايل همراه (كلاه، كيف، تسبيح و ...)

ادامه دارد..


+ نوشته شده در چهاردهم تیر 1388ساعت 11:19 AM توسط نگار شیخلی |


در فكر بودن‌، با احساس نگراني داشتن متفاوت است‌.

درفكر بودن‌، دليل و هدف دار و براساس قانون عمل و عكس العمل است‌. به طور مثال ممكن است ما همة پنجره‌ها را قبل از ترك خانه ببنديم چون به اين فكر هستيم كه باد ممكن است گلدان‌ها را بيندازد، ولي نگراني اين منطق را ندارد. نگراني بر آرزوهاي غيرمنطقي متمركز است‌.

مثلاً،اي كاش مي‌توانستم گذشته را تغيير بدهم و يا جنگ باحوادث غيرقابل تغيير در آينده داشته باشم‌. با نگراني هيچ مسئله‌اي را نمي‌توانيد حل كنيد.

 

اگر عامل نگراني خود را ناشي از رفتار بعضي از افراد مي‌دانيد، تصور كنيد كه آنان بيمارند و تعادل مواد شيميايي و هورمون‌ها در بدن آدم‌ها بهم خورده است و خودشان مقصر نيستند. يا مي‌توانيد فرض كنيد كه از نظر فرهنگي‌، اجتماعي و آگاهي موقعيت مناسبي براي رشد نداشته و هنوز به بلوغ فكري و عقلاني نرسيده‌اند.

 

يكي از بهترين راه‌هاي پيدا كردن قانون شفابخش زندگي‌،ساكت ماندن است‌، يعني سخن نگفتن دربارة مشكلاتتان‌. نفوس بد نزنيد.

 

تنها ساكت بمانيد و فقط با سكوت خود با سايل برخورد كنيد. شيوة ديگر اين است كه شما مي‌توانيد خودتان را يك سال بعد از حادثه نگران كننده تصور كنيد. يعني زمان را يك سال به جلوببريد.

 

در اين مواقع شما توجه مي‌شويد كه اين حادثه اينقدر احتياج به ناراحتي و بي‌تابي شما ندارد. هرگاه مسئله‌اي به سراغ شما آمد، به يك نقطة بلند برويد و از آن بالا به همه چيز نگاه كنيد. آنگاه مي‌بينيد كه مسئلةشما در مقياس جهاني هيچ نيست‌. در چنين مواقعي سري هم به آسمان بلند كنيد و از قدرت بي‌انتهاي خداوند درتمام مراحل زندگي مدد بگيريد.

 

خداوند براي غلبه بر  دشواري‌هاي زندگي سه روش در اختيار انسان قرار داده است كه عبارتند از: خنده‌، اميد و خواب‌. خنده يكي از مهمترين ورزش‌هاي يوگا در جهان است‌.

 

خنده فقط مخصوص آدمي است و در هيچ جاندار ديگري وجود ندارد. خنده باعث بروز انديشه‌هاي نو و خلاق‌، افزايش طول عمر و پيشگيري از سكتة قلبي و مغزي مي‌شود.

 

يك خنده خوب‌، تغييرات شگرفي در كبد ايجاد مي‌كند و فوراً باعث مي‌شود، احساس بهتري براي هر كارداشته باشيم‌.

 

خنده‌، موسيقي روح است‌. منتظر نباشيد كه ديگران شما را بخندانند بلكه خودتان قايقي از خنده را پارو بزنيد و اختيار اين درياي شادي را به دست بگيريد.

 

سعي كنيد ديگران را شاد كنيد و از شادي ديگران لذت ببريد. كتاب‌هاي فكاهي بخوانيد. با افراد بذله‌گو ديداركنيد.

 

به افراد، مكان‌ها و وقايع مشابهي كه شما را به خنده مي‌اندازد، فكر كنيد. صبح‌ها قبل از برخاستن ازخواب به مدت پنج دقيقه زير پتو بخنديد و آثار آنرا بر روحيه خود در طول روز ببينيد!

+ نوشته شده در سیزدهم تیر 1388ساعت 7:7 PM توسط نگار شیخلی |


به چشمانت
بیاموز هر کسی ارزش دیدن ندارد؛ به چشمانت بیاموز که  به چشم به راه
بودن عادت نکند ؛ بیاموز که به در خیره نماند .
به چشمانت بیاموز که 
برای هر کسی بیخواب نشود.
به زبانت بیاموز که  هر اسمی ارزش جاری شدن ندارد . به زبانت بیاموز به
هر کسی نگوید دوستت دارم .

به لبانت بیاموز هر لبی ارزش بوسیدن ندارد.

به پاهایت بیاموز هر راهی ارزش رفتن ندارد ، به آن دو بیاموز که به رفتن
عادت نکند .

به اشکهایت؛ آن مروارید ها که بسیار عزیزهستند بیاموز که برای هر کسی
نریزند.

به گیسوانت ؛ آن موج سیاه  بیاموز که برای هر کسی افشان نشود .

به دستانت بیاموز ؛ به آن دو بیاموز که  هر دستی ارزش لمس کردن را ندارد.
به قلبت بیاموز همیشه عاشق باشد و عاشق هر کسی نباشد

+ نوشته شده در یکم تیر 1388ساعت 8:12 PM توسط نگار شیخلی |